حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير

منابع مقاله:

فصلنامه نامه مفید، شماره 20، عزتی، مرتضی (1)؛

چکیده
یکی از مباحث مهم در زمینه توسعه، رابطه فرهنگ با توسعه می باشد.دراین زمینه عوامل فرهنگی مؤثر برتوسعه جایگاه ویژه ای دارند.مقاله حاضرتلاشی برای تبیین این موضوع ازدیدگاه حضرت امام خمینی(ره) است. دیدگاهی که می توان آن را به عنوان یک دیدگاه قابل قبول اسلامی پذیرفت و مطرح کرد. دراین مقاله ابتدا سعی می شود اهمیت فرهنگ در توسعه تبیین شود و سپس اثر برخی ازعوامل فرهنگی مؤثر برتوسعه ازدیدگاه امام تبیین شود.
1- اهمیت فرهنگ
به طور کلی می توان اهمیت فرهنگ را در دو جنبه دید. یکی جایگاهی که فرهنگ در هویت و موجودیت جامعه دارد و دیگری نقشی که فرهنگ در پیشرفت جوامع ایفا می کند. جنبه اول را می توان اهمیت و جایگاه فرهنگ در موجودیت جامعه انگاشت و وجه دوم را می توان اهمیت و نقش فرهنگ صحیح در حرکت به سمت اعتلا یا انحطاط جوامع دانست.
در زمینه نقش فرهنگ در موجودیت جامعه باید گفت، حوزه نفوذ فرهنگ به همه ابعاد زندگی بشر کشیده شده است و همه ویژگیهای غیرفیزیکی و متمایزکننده انسانها از یکدیگر و نیز همه ویژگیهای متفرقه جوامع در فرهنگ آنها نهفته است.
حضرت امام خمینی(ره) این مفهوم را با تصریح بیشتر چنین بیان می فرمایند:
«بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد.» (2)
و به طور اساسی فرهنگ است که ویژگیهای مشترک به وجود آورنده یک ملیت را تشکیل می دهد و بدون وجود یک فرهنگ واحد، افراد تبعه یک کشور را نباید یک ملت نامید. لذا می توان گفت اساس ملیت یک ملت فرهنگ است. (3)
این اهمیت والای فرهنگ در هویت و موجودیت جوامع از تعاریفی که برای فرهنگ شده نیز متسفاد است. چنان چه می بینیم همه ابعاد علوم، فنون، ادبیات، هنر، اخلاق، ارزشها، باورها، اعتقادات و ... جوامع را در حیطه فرهنگ جای می دهند. بدیهی است ویژگیهای مفترقه جوامع نیز همینهاست. کل تمدن بشری از این مجموعه ساخته شده است. هر جامعه ای نیز مرهون این ابعاد زندگی اجتماعی خود است. زیرا همه پیشرفتهای یک جامعه در پیشرفت علوم و اعتقادات و ارزشهای آن منعکس می شود و بشر بدون ابعاد فرهنگی حیات، بشری بدوی و عقب مانده خواهد بود که در جوامع امروزی تصور وجود آن نیز مشکل است.
می توان گفت
«فرهنگ مبداء همه خوشبختیها و بدبختیهای ملت است.» (4) زیرا تمام خوشبختیها و بدبختیهای جوامع، بستگی به بهره مندی از پیشرفت علوم و فنون و عملکرد اعتقادات، اخلاق، ارزشها، هنر و ... در زمینه های مختلف اجتماعی دارد. با عملکرد صحیح این ابعاد فرهنگ و نیز بهره مندی از نتایج پیشرفت علوم و فنون، جوامع می توانند به خوشبختی برسند. می توان گفت همه امور جوامع بستگی تام به فرهنگ آنها دارد.لذا «اگر مشکلات فرهنگی و آموزشی به صورتی که مصالح کشور اقتضا می کند حل شود، دیگر مسائل به آسانی حل می گردد.» (5) بر این اساس حضرت امام می فرمایند:
«راءس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است.» (6)
نه تنها فرهنگ، سازنده خوشبختی ملتهاست بلکه انحطاط ملتها نیز در گرو فرهنگ جامعه است. زیرا پایه های اعتقادی، اخلاقی، علمی و هنری جوامع که موجب خوشبختی ملتها هستند با انحراف فرهنگ، مضمحل می شود و انسانها به انحطاط کشیده می شوند.
«اگر فرهنگ ناصالح شد، این جوانهایی که تربیت می شوند به این تربیتهای فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد می کنند ... وقتی فرهنگ فاسد شد، جوانهای ما که زیربنای تاسیس همه چیز هستند، از دست ما می روند و انگل بار می آیند.» (7)
فرهنگ نه تنها انسانها را به انحطاط می کشد بلکه می تواند موجب انحطاط و پوچی و در نهایت اضمحلال جوامع شود. (8)
2- فرهنگ بستر توسعه
امروزه علمای توسعه، بیش از هر زمان دیگری به این باور رسیده اند که تا فرهنگ یک جامعه ای موافق با توسعه نباشد، پیشرفت و توسعه آن جامعه میسر نخواهد بود. زیرا انسانها به عنوان عاملان محوری توسعه باید برای عمل خود تمایل داشته باشند. این تمایل که با قدرت انتخاب همراه است و در عمل پس از انتخاب به منصه ظهور می رسد، باید شرایط ایجاد تمایل در انسان را داشته باشد. تمایلهای افراد نیز از طریق ارزشها و باورهایشان ایجاد می شود. با این وجود ممکن است این تمایلها در انتخاب با محدودیتهایی که برای فرد وجود دارد مواجه شود و در نهایت تمایلات، ارزشها و امکانات مختلف فرد و جامعه، فرد را به انتخاب در عمل وادار می کند و این انتخاب عملی فرد است که می تواند در جهت توسعه جامعه یا برخلاف آن باشد.
می بینیم که عمل افراد متکی به ارزشها، اعتقادات و باورهای افراد و نیز امکانات فرد و جامعه از جهات مختلف علمی، هنری و نیز مادی دارد. بر این اساس می توان گفت فرهنگ مبداءی است که اعمال انسانها و به تبع آن مسیر تکاملی جامعه از آن نشات می گیرد. (9)
چنان چه اگر جامعه ای فرهنگی ضد توسعه داشته باشد، این فرهنگ موجد اعمالی از سوی اعضای جامعه خواهد شد که نه تنها در جهت توسعه و پیشرفت جامعه عمل نخواهند کرد، بلکه راه پیشرفت را نیز سد می کنند و موجب انحطاط جامعه می شوند. لذا برای تحقق پیشرفت و توسعه جامعه، ضرورت دارد فرهنگ آن جامعه موافق با توسعه باشد.
با این توضیحات می توان گفت، بستر و مسیری که اصلاح امور باید طی کند، بستر فرهنگ است. یعنی جامعه تنها در بستر فرهنگی مناسب است که می تواند به توسعه و پیشرفت دلخواه دست یابد. بدیهی است که اگر این بستر نامناسب باشد، توسعه نیز تحقق نخواهد یافت و یا حداقل به صورت دلخواه نخواهد بود. بر این اساس:
«راه اصلاح یک مملکتی، فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع بشود ... اگر فرهنگ درست بشود یک مملکت اصلاح می شود.» (10)
در اینجاست که ضرورت تحول فرهنگی ایجاد می شود. زیرا اگر بخواهیم جامعه ای پیشرفت کند و به طرف تعالی حرکت کند، باید زمینه های آن در مجریان این پیشرفت و حرکت ایجاد شود و گفتیم که این زمینه ها نیز چیزی جز فرهنگ جامعه نیست. بنابراین ضرورت تحول فرهنگی برای دستیابی به توسعه نمایان می شود. (11)


3- تقدم تحول فرهنگی
دیدیم که پیشرفت در همه شؤون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زندگی یک جامعه، متکی به فرهنگ آن جامعه است و تا زمانی که فرهنگ جامعه ای موافق با پیشرفت و توسعه نباشد، پیشرفت آن جامعه میسر نخواهد بود.بر این اساس می توان گفت : اگر فرهنگ جامعه ای موافق توسعه (به معنی عام آن) نباشد، برای دستیابی به توسعه در ابعاد گوناگون باید به اصلاح فرهنگ در جهت توافق آن با توسعه همت گماشت. (12) چنانچه حضرت امام تاکید نموده اند که:
«اجانب خصوصا آمریکا در نیم قرن اخیر کوشش داشتند و دارند فرهنگ و برنامه های فرهنگی و علمی و ادبی ما را از محتوای اسلامی انسانی ملی خود خالی و به جای آن فرهنگ استعماری و استبدادی بنشانند. فرهنگ زمان طاغوت، کشور ما را تا لب پرتگاه سقوط کشاند و خداوند تعالی به داد این کشور اسلامی رسید. ولی بدون تغییرات صحیح بنیادی و تحول فرهنگی و علمی، امکان تحول فکری و روحی نیست و باید با کوشش همه جانبه از طرف دولت و رؤسای دانشگاهها و فرهنگیان و جوانان دانشجو به مقصود نزدیک شویم و انشاءالله تعالی از پیوستگی و وابستگی نجات پیدا کنیم و کشور عزیزمان را نجات دهیم.» (13)
می بینیم حضرت امام به طور صریح تاکید دارند که برای دستیابی به پیشرفت و اصلاح مملکت در جهت اهداف انقلاب، باید فرهنگ ضدتوسعه به فرهنگ موافق توسعه و پیشرفت اصلاح شود. بنابراین، تحول در فرهنگ در جهت موافق توسعه، می تواند مقدمه ای برای توسعه در ابعاد گوناگون باشد. البته بدیهی است که تحول فرهنگ صالح (موافق پیشرفت) به فرهنگ ناصالح (مخالف پیشرفت) نیز در جهت انحطاط جامعه عمل خواهد کرد.
در اینجا بیان این نکته نیز ضروری است که بی شک چنانچه در تعریف توسعه دیدیم، توسعه، یک پیشرفت همه جانبه در اجتماع است و در این مقوله، پیشرفت فرهنگ نیز بخشی از توسعه می باشد. و اگرچه گفتیم تحول فرهنگی موافق توسعه، زمینه ساز توسعه است، اما فرهنگ در عملکرد توسعه ای دارای دو جنبه است : یکی، عواملی از فرهنگ که عامل پیشرفت جامعه در ابعاد مختلف هستند و دیگری، بخشی از فرهنگ که در جریان توسعه، پیشرفت می کند و شاخصهایی برای توسعه یافتگی یک جامعه است. به هر حال در اینجا منظور از فرهنگ، عواملی از فرهنگ می باشد که زمینه ساز توسعه در ابعاد گوناگون خود است در ادامه برخی از عوامل فرهنگی مؤثر بر توسعه ازدیدگاه حضرت امام خمینی را تبیین می کنیم.
4- عوامل فرهنگی مؤثر بر توسعه
1-4- اثر اعتقاد به خدا
اعتقاد واقعی به خدا، اصلی ترین و اساسی ترین پایه و بنیان دینی است و مذهب بدون اعتقاد به وجود هستی بخش هدایت گر، معنی نمی دهد. این اصل اساسی، بیشترین تاثیر را بر زندگی و رفتار افراد جامعه دارد، زیرا اساسی ترین عنصر تاثیرگذار بر رفتار و عملکرد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی افراد جامعه، اعتقادات این افراد است و بدون شک اصلی ترین اعتقادها و باورها، اعتقاد و باور به وجود مبداء هستی و ایمان به این مبداء، یعنی خداست. این ایمان چاره همه مشکلات جوامع بشری است. حضرت امام(ص) اثر این ایمان را چنین خلاصه می کنند:
«اگر ایمان به خدا و عمل برای خدا در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی واقتصادی و سایر شئون زندگی بشر وارد شود، پیچیده ترین مشکلات امروزی جهان به آسانی حل می شود. امروز دنیا، هم در این بن بست گرفتار شده است وهم نمی خواهد به نوع هدایت انبیاء تسلیم شود، ولی سرانجام چاره ای جز تسلیم ندارد.» (14)
اگر مجموعه اعتقادها و باورهای افراد را درون فرهنگ ببینیم، بی تردید باید پایه اصلی فرهنگ جامعه را که رفتار انسانها را می سازد، همین اعتقاد و ایمان به خدا دانست و بدیهی است که پایه های رشد جامعه بر همین فرهنگ استوار است. بنابراین، رشد و توسعه جامعه و به طور کلی حیات جامعه بستگی مستقیم به فرهنگ و اعتقاد به خدا دارد. به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) تنها وجود ایمان و اعتقاد به خدا می تواند مملکت را احیا کند (15) و لذا برای احیای مملکت و پیشرفت آن باید روح ایمان و اعتقاد به خدا را در جوانان ملت رشد داد.
احیای مملکت نیز وابسته به عوامل متعددی است که مهمترین آنها از نظر حضرت امام، انسانها و شخصیت و فرهنگ آنهاست. بر این اساس، ایمان و اعتقاد به خدا موجب ساخته شدن انسانی و در نتیجه بروز و ایجاد ویژگیهای مختلفی در انسان می شود که همگی موجب تسریع حرکت انسانها برای دستیابی به اهداف جامعه یا همان توسعه به معنای کامل می شوند. حضرت امام، بی اعتقادی به خدا را موجب بی توجهی به مصالح کشور و توجه صرف به مصلحت خود و در نتیجه نرفتن به دنبال امور لازم مملکت می دانند و براساس این تفکر و اعتقاد به خداست که حضرت، تمام گرفتاریهای کشور و ملت را از نبودن ایمان به خدا می دانند.
در عین حال بر این باورند که اعتقاد به خدا را باید حکومت و دستگاه تربیتی در مردم ایجاد و تقویت کند زیرا این اعتقاد، به خودی خود، به حد لازم و کافی وجود ندارد و اگر افراد جامعه به حال خود واگذار شوند جامعه باز هم به تباهی کشیده می شود:
«اگر ما و شما دست به هم بدهیم و جوانها را مومن و متقی بار بیاوریم مملکتمان تا آخر احیاء می شود و اگر چنانچه ما کوتاهی بکنیم. این مسئولیت بزرگ را ما به دوش خودمان بکشیم و کوتاهی بکنیم در حق فرزندان این مملکت فرض کنید چند روزی هم یک چیزی بشود و یک صورتی پیدا بکند فردا بدتر از این است.» (16)
چنانچه گفتیم از دیدگاه حضرت امام، اعتقاد واقعی به خدا نه تنها به طور مستقیم بر جریانهای اجتماعی اثر می گذارد، بلکه خود باعث ایجاد خصلتهایی در افراد اجتماع می شود که این خصلتها تسریع کننده جریان توسعه هستند. در ادامه به این اثرات اشاره می کنیم.
آثار وجود اعتقاد به خدا در افراد جامعه
از فرمایشات حضرت امام خمینی چنین مستفاد می شود که ایمان به خدا، موجب تجلی خصلتهای انسانی والایی در افراد می شود که همگی آنها از زمینه های فردی واجتماعی توسعه و پیشرفت جوامع بشری است. از جمله زمینه ها عبارتند از:
1- تعهد به اسلام : یکی از نتایج ایمان به خداو مبداء هستی ایجاد تعهد نسبت به دین خدا و نظام حکومتی این دین است. فرد باایمان همان طور که نسبت به اعتقاد به خدا تقدس قایل است، برای دین و نظامی که تقویت کننده این اعتقاد است نیز تقدس قایل می شود و همچنان که خود را نسبت به انجام دستورات الهی و وظایف دینی مقید می داند، نسبت به حفظ و پیشبرد این دین نیز متعهد خواهد دانست. زیرا دین، خود مجموعه ای از دستورات الهی است.
این تعهد دینی می تواند افراد را در انجام وظایف کمک کند تا بهتر و مفیدتر برای جامعه خدمت کنند و این امر موجب پیشرفت جامعه و فراهم آمدن مقدمات لازم برای توسعه سریعتر و بهتر می شود. حضرت امام در این زمینه می فرمایند:
«من به شما نوید می دهم که انشاءالله کشور شما کشور صحیح خوب بشود به شرط این که متعهد به اسلام باشید و متوجه باشید به اینکه خدای تبارک و تعالی عنایت به ما کرد...» (17)
2- نپذیرفتن ظلم: ظلم ستیزی و کرنش نکردن در مقابل ظلم، از جمله زمینه های لازم برای دستیابی جوامع به استقلال و نپذیرفتن استثمار و استعمار است که از جمله موانع اصلی توسعه می باشند. این نپذیرفتن ظلم از اثرات ایمان و اعتقاد به خداست. حضرت امام در این زمینه می فرمایند:
«آدمی که از زیر دستگاه شما یا از دستگاه ما بیرون می آید، اگر مؤمن باشد، دیگر نمی شود که زیر بار ظلم اجانب برود و یا تطمیع بتوانند بکنند اورا، این تطمیعها و تهدیدها را همه، آنی که تطمیع می شود و تهدید آنها [براو] اثر می کند، آنهایی است که ایمان ندارند.» (18)
در این رابطه می بینیم، جوامعی که از خصوصیات فرهنگی آنان تن به ظلم دادن و صبر در ظلم است، سالیان طولانی زیر سیطره استعمار بوده اند و جوامع اسلامی که ایمان و اعتقاد به خدای محکمتری داشته اند، کمتر به طور مستقیم استعمار شده اند و در مبارزه با استعمار نیز رشادتهای تحسین برانگیزی از خود نشان داده اند. اکنون نیز با تقویت روح ایمان و اعتقاد واقعی به خدا، جوامع اسلامی بر علیه ظلم و ستم حاکم، سر به قیام برداشته اند و مبارزه با ظلم در این جوامع فراگیرتر است. بدیهی است که اینها تنها نقش اثر اعتقاد واقعی به خداست.
3- تطمیع ناپذیری: هنگامی که جامعه جامعه ای معنوی باشد وافرادجامعه بخدا و روزجزا اعتقاد داشته باشند، هدف این افراد در تمامی زمینه های فعالیتهایشان، جلب رضایت خدا خواهد بود. (19) و بالعکس.
«کسی که اعتقاد به خدا نداشته باشد، کسی که به روز جزا اعتقاد نداشته باشد این نمی شود که برای کشورش مفید واقع بشود... مردمی می توانند کشور خودشان راحفظ کنند، مردمی می توانند مملکت و ملت خودشان را نجات بدهند که معنویت داشته باشند. اگر معنویت درکار نباشد و همه مربوط به مادیت باشد، هر جا آخور بهتر است، سر آن آخور می روند ولواین که آن آخور راآمریکا برایش درست کند. اینهایی که خیانت به مملکت ما کردند و همه چیز ما را بردند، اینها پیششان فرق نمی کرد که آمریکا بر آنها مادیت را بدهد، پارک و نمی دانم دستگاه را بدهد یا از یک راه صحیحی باشد. ... آنهایی که خوردند و بردند و ما را به تباهی کشاندند، آنهایی بودند که به اسلام کار نداشتند، اعتقاد نداشتند، به ماوراء طبیعت اعتقاد نداشتند، به معنویات عقیده نداشتند. آنها می گفتند همین چهار روز زندگی است. پس هر چه هست بهتر و مرفه تر، از هر راهی می خواهد باشد.» (20)
4- تلقی کار به منزله عبادت (افزایش کارآیی): یکی از لوازم اصلی توسعه به مفهوم عام آن، افزایش کارآیی است. بنابر فرمایشات حضرت امام در دیدگاه اسلامی اگر کار برای خدا باشد، به منزله عبادت است. (21)
هنگامی که انسان در این عبادت و کار انگیزه الهی داشت و هدفش جلب رضایت خدا بود، با تمام قدرت و توان به انجام آن خواهد پرداخت. در نتیجه کارایی بسیار زیادی خواهد داشت. چنین کاری که با حداکثر توان انجام می شود کارآترین شیوه فعالیت است و قرین موفقیت خواهد بود. در این زمینه امام می فرمایند:
«اگر این انگیزه شد، مسلما دنبال این هستید که کار خوب باشد، وقتی انگیزه الهی شد ... وقتی که انگیزه برای خدا شد، دنبال این است که این کار را انجام بدهد به طوری که خدا پسند باشد. از این جهت در این کار موفق است.» (22)
5- ایجاد بیداری: از جمله زمینه های لازم برای توسعه، بیداری افراد جامعه است. هنگامی که افراد جامعه آگاه و بیدار باشند، استعمار و استثمار از آن جامعه رخت برخواهد بست. البته بیداری از جهات مختلف موجب بهبود تصمیم گیری وعمل آحاد جامعه می شود واز جمله اثرات اعتقاد واقعی به خدا، بیداری افراد می باشد. (23)
6- شجاعت : هنگامی که انسان همه چیز رااز خدا دید، خود را غرق در چنین اعتقادی به مبداءهستی بخش جهان یافت وبه خداایمان مطلق پیدا کرد، به خدا متکی خواهد شد و این اتکا، موجب می شود از هیچ چیزی نهراست و با شجاعت در مقابل هر دشمن و ناملایمتی بایستد و مبارزه کند و به سمت هدف گام بردارد. (24)
7- ایمان، ضامن و عامل تداوم تلاش: یکی از زمینه های لازم برای توسعه، تلاش و تداوم تلماس برای دستیابی به توسعه و تکامل بیشتر است. چنانچه حضرت امام می فرمایند:
«اگر بخواهید جمهوری اسلامی به همه معنا که دارد، با همه محتوا که دارد، در خارج تحقق پیدا بکند باید که از حالا به بعد هم همان ایمان را، همان قدرت ایمان را حفظ کنید.»
بدیهی است که با عنایت به توضیحات قبلی، هدف جمهوری اسلامی و تحقق اسلام، همان توسعه و تکامل جامعه است. اثر ایمان در تداوم تلاش به همین جا ختم نمی شود، بلکه وقتی فرد به خداایمان داشت و همه چیز را از او و برای او دید، همه را سعی خود صرف تلاش بیشتر برای خدا خواهد کرد و حتی اگر در مقطعی با شکست مواجه شود، باز هم سست نمی شود و به همان صورت قبل و با تلاش کامل سعی در انجام وظیفه و کار خواهد داشت. (25)
اعتقاد به خدا علاوه بر این اثرات، آثار بسیار مهم دیگری نیز بر جامعه و افراد آن دارد. از جمله: اعتماد به نفس، صبر در برابر شداید و تحمل مشتقات، اعتقاد به برابری و برادری و ... که به دلیل اهمیت این موارد، دیدگاه حضرت امام را در هر یک ازاین مباحث به صورت مستقل بیان خواهیم کرد.
2-4- اثر آموزش بر توسعه
از آنجا که در جوامع بشری، انسان ایجادکننده هر گونه حرکت و تحولی است، ویژگیهای کیفی این انسان می تواند در این حرکتها و تحولات عامل اصلی را ایفا کند. زیرا هر حرکت و تحولی از اندیشه و تفکر انسان نشات می گیرد و دستور انجام این تحولات را فکر او به وی می دهد و سطح این فکر و اندیشه که کیفیت انسان را می سازد، عامل اصلی چگونه اندیشیدن و فکر کردن است. زیرا اطلاعات، باورها و برداشتهای انسانها، پایه های تفکر و نتیجه گیری از این تفکر را می سازند و بدیهی است هرچه اطلاعات، باورها و برداشتها کاملتر و والاتر باشند، این اندیشه و تفکر نیز از سطح بالاتری برخوردار خواهد بود. لذا عملکرد انسان نیز که از دستورات فکر او نشات گرفته، کاملتر و با کیفیت بیشتری خواهد بود. بنابراین اطلاعات و باورها و برداشتهای انسانها که همگی از طریق یادگیری و آموزش کسب می شود، می تواند عامل مهمی در بهبود عملکرد و برنامه ریزی انسانها باشد و چون با بهبود عملکرد انسانها، دستیابی به اهداف و بهبود وضعیت عمومی جامعه حاصل می شود و توسعه نیز، بهبود و ارتقای سطح عمومی وضع موجود جامعه به طرف وضع مطلوب است، می توان گفت که آموزش، عامل مهمی برای بهبود عملکرد انسانها برای نیل به توسعه در ابعاد گوناگون است. در ادامه، بیشتر به آن خواهیم پرداخت. قبل از پرداختن به اثرات آموزش بر توسعه و پیشرفت جوامع، اشاره ای به اهمیت علم و آموزش از نظر اسلام داریم .
نقش علم و آموزش در پیشرفت
با توجه به اینکه انسان محرک توسعه است و توسعه باید توسط این محرک به حرکت درآید، هرچه این انسان از تواناییهای فکری بیشتری برخوردار باشد و آموزش و پرورش بیشتر و بهتری یافته باشد، در حرکت دادن این چرخ، بهتر عمل خواهد کرد و عملکرد او چه در جز و چه در کل، بسیار بهتر خواهد بود و بر این اساس، چنانچه تعلیم و تربیت به طور صحیح صورت گیرد، حرکت جامعه، به سمت پیشرفت و تعالی مطلوب خواهد بود.دراهمیت این نقش، حضرت امام(ره) چنین می فرمایند :
«مساله فرهنگ و آموزش و پرورش در راءس مسائل کشور است. اگر مشکلات فرهنگی و آموزشی به صورتی که مصالح کشور اقتضا می کند حل شود، دیگر مسائل به آسانی حل می گردد.» (26)
به این ترتیب از دیدگاه حضرت امام در صورت وجود علم و تهذیب، می توان از جهالت مادی و معنوی به طرف سعادت و کمال حرکت کرد. با آموزش و پرورش صحیح اسلامی و مطابق مصالح اجتماع، می توان به پیشرفتهای مختلف دست یافت و سعادت دنیوی و اخروی جامعه را تضمین کرد. نکته قابل توجه اینکه مساله آموزش و پرورش طبق فرمایش حضرت امام و از دیدگاه ایشان در بین عوامل مؤثر بر توسعه در راءس مسایل قرار دارد و مهمترین عامل است. به طوری که با حل مسایل و رفع مشکلات موجود در آموزش و پرورش، می توان امید داشت که دیگر مسایل به آسانی حل شود. البته در ریشه یابی این اهمیت ویژه تعلیم و تربیت در مقاطع مختلف فرمایش حضرت امام مبنی بر اینکه : «نقش دانشگاه در هر کشوری ساختن انسان است » (27) می تواند پاسخ گو باشد. زیرا چون انسان عامل اصلی حرکت توسعه است، اگر او ساخته شود می تواند عامل مفیدی برای جامعه باشد و در صورت فساد او این فساد، می تواند به فساد جامعه بیانجامد، باید توجه داشت که تعلیم و تربیت در شکل گیری شخصیت انسانها، نقش کلیدی و اصلی دارد و در واقع می توان گفت شخصیت انسانها را تعلیم و تربیت می سازد و چون عملکرد انسان به طور ویژه ای تحت تاثیر شخصیت اوست، می توان آموزش و پرورش (در مقاطع مختلف) را عامل اصلی در حرکت به سمت توسعه یافتگی در ابعاد مختلف دانست:
«نقش دانشگاه در هر کشوری ساختن انسان است. ممکن است از دانشگاه انسانی خارج بشود که یک کشور را نجات بدهد و ممکن است که یک انسان درست بشود که کشور را به هلاکت بکشاند. این نقش مهم از دانشگاه می باشد. مقدرات هر کشوری به دست دانشگاه و آنهاییکه از دانشگاه بیرون می آیند هست. بنابراین دانشگاه بزرگترین مؤسسه مؤثر است در کشور و بزرگترین مسئولیتها را هم دانشگاه دارد.» (28)

منبع:حوزه





 







پيوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 95434
  • تاريخ ايجاد وبلاگ :شنبه 27 اسفند 1390 
  • تعداد کل ديدگاه‌ها : 66
  • تعداد کل پست ها : 675
  • آخرين بروز رساني : دوشنبه 6 آبان 1392 
 
 
بالاي صفحه