حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير
سه شنبه 29 فروردین 1391 

وبلاگ جبهه فکری انقلاب اسلامی نوشت:

دکتر عادل پیغامی، عضو هیئت علمی و رئیس مرکز تحقیقات میان رشته ای دانشگاه امام صادق علیه السلام، در اولین جلسه کلاس اقتصاد کلان در سال جدید در روز سه شنبه 15/01/91 ، متناسب با مباحث کلاسی به بحث پیرامون «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» پرداختند. ایشان با اشاره به برخی از تفسیرهای نادرست – آگاهانه و غیر آگاهانه- از شعار سال جدید، به تبیین تکلیف دانشجویان در این عرصه پرداختند. در ادامه قسمت اول مشروح سخنان ایشان، تقدیم می گردد.

 

 

 فاصله ما و نظام فکری آقا

خب دوباره ملاحظه فرمودید که برخلاف خیلی ها مقام معظم رهبری اولویت و  مسأله کشور رو اقتصاد دونستند، ضرورت کشور رو اقتصاد دونستند، خیلی عجیبه خیلی جالبه . خیلی ها حتی  برا شون تعجب دارد که: نه آقا! به نظر نمی رسه آقا از مباحث تمدنی، مباحث تمدن سازی، گفتمان  بیداری اسلامی، حتی آخر الزمان، حضرت مهدی که دیگه نزدیکه داره میاد ول کردند چسبیدند به تولید ملی، کار، بعد هم انرژی ، نفت؟ می چسبیدند به چیزهای مهم تر و بزرگ تر!  حالا این خودش یه بحثه که من یک جایی هم گفتم که اگر- قبل از سال بود- گفتم بشینید پیش بینی کنید ببینید که سال آینده عنوانش چیه؟ ده تا مثلا شعار سال آینده را بنویسید بعد ببنید سالی که آقا اعلام خواهد کرد چندمی سال شما میشه ؟ یا اصلا تو ده تای شما هست یا نه؟  اگر   نیست بدونید الگوریتم فکری تون از مقام معظم رهبری یه کمی دوره. الگوریتم هم هر چقدر دورتر باشه شیطان هم بیشتر می تونه به آدم... یعنی اگه مثلا آدم توی 4 یا 5 تای اولش کار و تولید ملی را گفته بود را حت تر، از آقا می پذیرفت چون خودش هم از درون می فهمه ولی وقتی تو 10 تای اول که سهله تو 40تای اولش نباشه وقتی آقا می گه یه دفعه تعجب می کنی  بعد شیطون این وسط میاد میگه بابا این هم فکر کنم یه کمی سکولار می زنه ها!. دیگه به مسائل اخلاقی انسانیت و بشریت و حضرت مهدی توجه ندارند خیلی مادی زده شده این رهبره تون کم کم! هستند به ما مراجعه میشه زنگ می زنند بسیج های دانشجویی شهرستان زنگ می زنه آقا این چرا اینجوریه چرا شعار مقدم تری مثلا نذاشتند آقا؟ چرا ارزشی نیست مثلا؟  این بدبختی اوله! سعی کنید که هم الگوریتم ذهنیتون را نزدیک تر به آقا بکنید هم این که اگر هم نیست حداقل ولایت پذیری داشته باشید یعنی علی رغم نفهمی تون بگید چشم! ولی خب این آخرشه دیگه و الا ما ولایت پذیر نفهم به دردمون نمی خوره ما باید بفهمیم اگه الان هم نفهمیم خودتو را بیار جلوتر تا ان شاء الله سال آینده بتونی پیش بینی ها دقیق تری بکنی از انتخاب هایی که آقا می کنه ولی بالاخره ولو کره الرشته های دیگه باز هم اقتصاد! شوخی بود ولی واقعیته! پنج ، شش ساله، قبلی ها خب عمومی بود به اقتصاد هم می خورد به سیاست هم می خورد به فرهنگ هم می خورد... الان مستقیم دیگه اقتصادیه و بعد آقا هم هی داره می گه اقتصاد جزء اولویت ها و ضرورت های عقلی ماست چرا و چیه قضیه این را باید بحث کرد.



قدم اول؛نهضت آموزش

اما آنچه که من از شما در واقع می خواهیم... چون دقیقا درسی را داریم این ترم ما با شما  که تک تک زوایاش که خواهیم گفت  همش مربوط به حوزه کار، سرمایه و تولید ملیه. اساسا دانش این سالها - حالا جهاد اقتصادی دانش های دیگه هم لازم داشت - ولی بحث تولید ملی اساسا بحث این ترممونه برای همین من پیشنهاد اولم این که بیایید یه نهضتی راه بندازید خود شماها. ببینید در کشور ما تولید ملی، طرف تفاوتش را با تولید داخلی نمی دونه و سوال می کنه در حالی که آقا تولید داخلی به کار نبردند بلکه گفتند تولید ملی و برای ما اقتصادی ها تولید داخلی و تولید ملی فرق داره

حالا همه ی این ها محل بحثه که کجا گفتند و بعد از این هم خدمتتون عرض کنم که تو چه جمله ای بود تولید داخلی، تو چه جمله ای بود تولید ملی. همه ی این ها محل بحثه

ولی ما یکی از مشکلاتی که داریم این که نیرو هایی که خطاب حرف آقا هستند  حالا یه عده ای اصلا سالبه به انتفاع موضوع و محمولند نه آقا را قبول دارند نه پای حرف آقا هستند اون هیچی ولی اونی که ادعا می کنه من پای حرف آقام و تکلیف براش بار میشه این جوری؟ اون چقدر فهم می کنه اصلاح الگوی مصرف را ؟ چقدر فهم کرده جهاد اقتصادی را؟ اساسا اگه بخواد جهاد اقتصادی، جهادگر بشه چی داره که جهادگر بشه؟ اینجاست که یه وظیفه ای پیدا میشه برای امثال من و شما. امثال من و شما نمی تونم الان بریم کارخونه راه بندازیم تولید ملی کنیم. امثال من و شما بیزینس نداریم فعلا که بریم خودمون تولید ملی راه بیاندازیم بعضی ها می گند ما چیکار کنیم بریم مثلا یه دونه زمین بگیریم مثلا توش کشت و زرع کنیم بریم یه واحد صنعتی راه بندازیم توش تولید ملی کنیم فکر می کنند اینها وظیفشونه. امثال من و شما وظیفمون بیشتر تبلیغیه. یعنی چی؟ یعنی ما باید بریم سراغ این که چگونه افراد را آموزش بدیم برای تولید ملی. شما یه مفهوم بهره وری که یاد گرفته باشید باید برید بین جوون ها بین بسیجی ها چون بسیجی ما مفهوم بهره وری را نمی فهمه الگوی مصرف نمی فهمه تولید ملی را اصلا نمیشناسه یعنی چی. حمایت از کار نمی دونه یعنی چی و چون نمی دونه سرش کلاه داره میره. حالا خواهم گفت وظیفه ی من و شما تبلیغه آموزشه بیایید یک نهضتی بکنید هر کدومتون یه وبلاگ بشید هر کدومتون یه سرمقاله نویس بشید هر جلسه ای که از درس داریم دو صفحه بنویسید مطلب را به زبون ساده تقسیم کار هم بکنید یکی برای بچه های 6 ساله فقط بنویسه جدی بهتون می گم ها این کاریه که غرب کرده بیایید بهتون نشون بدم کتابهایی را که برای بچه های 6 ساله نوشتند سرمایه داری آمریکا .دوتاتون برای بچه های 6 ساله بنویسیه دوتاتون برای بچه های ابتدائی بنویسیه دوتاتون برای بچه های راهنمایی بنویسه دوتاتون برای پیرمردها بنویسه دوتاتون برای زن های خانه دار بنویسند همون مفهوم را یعنی دقیقا همون درسی را که دارید می خونید را بیایید به زبون ساده اگه بتونید با مثالهای ایرانی با مساله های ایران ممزوجش هم بکنید  فبها المراد این از اون .... به زندگی تون  و به درس خوندنتون هم برکت می ده  من پیشنهادم اینه من درسم را دارم به شما میدم

پیشنهاد اولم اینه که وبلاگ بزنید وبلاگ ، کتاب می تونید کتاب، داستان می تونید داستان، شعر می تونید شعر بنویسید یعنی همین حرف هایی که این جا می گیم را به شعر دربیا برای بچه ها، یک بخشیش برای بزرگسالان

تو غرب چقدر  ما شعر کودکانه داریم برای این که این مفاهیم را یاد بدند.کارآفرینی را به بچه ی 6 ساله یاد میده یه شعرش را بهتون نشون بدم شعر کودکستانی. ولی تو ایران ما نداریم یه همچین چیزی

اولین کارش این که بیایید راه بیفتید هر جلسه هر درسی که این جا میگیرید را و بیشترش هم از من بخواهید  بگیرید رو  برید  این ور و اون ور توصیه کنید برید تو پایگاه مسجدتون تبلیغ اقتصاد بکنید

کلاس اقتصاد بسیج کو؟

 مگه آقا 5، 6 سال نیست تحت عنوان مسائل اقتصادی ... تو پایگاه های بسیج ما کلاس اقتصاد کو؟ اگه نیست مفهومش اینه که به حرف آقا به موقعیت شناسی آقا، توجهی نشده

یه بار ایشون فرمودند شبیخون فرهنگی، ما اینجا کلی کلاس راه انداختیم تو بسیج دانشجویی دانشگاه فرمودند امر به معروف و نهی از منکر کلی جزوه اینجا ما تولید کردیم در مورد امر به معروف و نهی از منکر که خب اول یاد بگیر یعنی چی الان آقا 6ساله داره میگه جهاد اقتصادی، تولید ملی، کو برنامه اش تو بسیج ما؟ نیست . یعنی اهل آموزش های فراهم کردن مقدماتی که خواست آقا رو اونا هست نیست. تو هیچ کاره هستی زن خانه دار هم که باشی پیرمردهم که باشی بگی از من کاری بر نمیاد ولی برای فهم فرمایش آقا باید یه حداقلی از سواد اقتصادی داشته باشه تا بفهمی تولید ملی یعنی چی کار یعنی چی سرمایه یعنی چی جهاد یعنی چی باید دانشش را داشته باشی ولو دانش عمومی سواد عمومیش رو بیاید  نهضت سواد عمومی راه بندازید تو مدرسه، تو پایگاه، تو مسجد، تو دانشگاه خودمون، تو دانشگاه های دیگه، تو بسیج های دانشجویی دیگه. مطالبه کنید برید بسیج دانشجویی این جا را خرشو بکشید بگید کو؟ کلاس های اقتصادیت کو؟ مگه آقا نگفت سال اقتصادی تو چی کاره ای پس؟

به من چه!به  توچه! به ما چه!

ما خیلی نمی تونیم الان بریم مثلا فرض کن مفسد اقتصادی گیر بیاریم که، اون کار قوه قضائیه هست ... شما الان نمی تونید سیاست های تجاری وزارت بازرگانی را عوض کنید در راستای فرمایشات آقا. نمی تونید سیاست های صنعتی وزارت خارجه را عوض کنید من نمیتونم برم بانک مرکزی، تغییر در بانک مرکزی بدم ... خب اینا کارهای دیگرانه، هر کسی وظایفی داره هر کسی هم بازخواست میشه ولی من و تو می تونیم مدارس آموزش بدیم خواسته های آقا رو، سواد عمومی فهم آقا رو ، به مردم بدیم و الا مردم ناچارند  برند بگند: آقا! تولید ملی به ما چه؟! بهترین هاشون می دونید چی میگند ... خب این اینجا شوخی جدی میگه مفهومش اینه که وزیر امورخارجه هم در سال تولید ملی برای خودش شانیت و وظیفه ای قائل نیست نمی دونه که تولید ملی یه حلقه هایی داره که اون حلقه ها حلقه های دیپلماسی بازرگانی ماست دیپلماسی تجاری ماست و اونجا باید وزارت خارجه اتفاقا نقش ایفا کنه و نمی کنه زن خانه دار میگه خب به ما که ربط نداره وزارت اقتصاد وکارآفرینان کشور و تولیدگران کشور برند تولید ملی کنند من چی کار دارم به سرمایه های ملی این جوری نیست عزیزان من، تک تک ما وظیفه ی خاص خودمون را داریم باید این آموزش داده شه. غرب این آموزش ها را به بچه هاش داده ما ندادیم برا همین حرف های رهبرمون را نمی فهمیم یا میگیم که داره اوت می زنه یا میگیم نه  اوت نزده به ما ربطی نداره مال سایرینه یا وقتی هم میگیم به ما ربط داره نمی دونیم باید چی کار کنیم فکر هم می کنیم ما که مثل همیشه داریم کار می کنیم دیگه من هم دارم هر روز میرم سر کار بر می گردم خونمون ...  هم جهاد اقتصادی می کنم الحمدلله! عصر هم می رم راحت می خوابم میگم هم جهاد اقتصادی کردم هم کار و تولید ملی. خب اگه این جوری بود که قبلش هم بود دیگه. وظیفمون چیه؟ پیشنهاد اول اینه که بیایید نهضت آموزش راه بندازید هر جلسه ای که از کلاس میریم بیرون، برخودتون تکلیف کنید بنویسید حرفهای من رو به زبان خودتون و یه جایی پخشش کنید یا برید عین همین رو یه جایی تدریس کنید حداقل برکت و نتیجه اش اینه که باعث میشه همین درس رو خودتون خوب یاد بگیرید که بعدا خراب کاری نکنید بالاخره فردا پاتون تو عرصه مدیریتی که می ذارید یه حرف اقتصادی مطرح میشه و دوم این که بیاید همین کلاس رو بکنیم کلاس عمومی کل دانشگاه بریم تو مسجد برگزار کنیم ما که میخوایم یه کلاس را بندازیم خب همه بیاند بچه های دانشگاه بیاند هر کس می خواد شرکت کنه چون این کلاس کلاس تولید ملیه کلاس بحث کردن درباره تولید ملی اونجایی که ما میگیم ثبات های اقتصادی، نوسانات، اونجایی که می گیم رشد هردوتا بحث  تولید ملیه هر دوتا بحث اصلاح الگوی مصرفه اصلا این کلاس با کلاس خرد پایه است ولی این کلاس خیلی نزدیک تره به مساله مربوط به جهاد اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف و تولید ملی.

تولید ملی یا داخلی؟

خب حالا با این نگاه اگر ما بگیم آقا فرمودند تولید ملی در شعارشون نه تولید داخلی اولین دلالت – باز این حرفا را جایی گیر نمیارید ها، سطح مملکت این قدر پایینه در فهم از اندیشه های آقا که به یه هم چین چیزهایی که به نظر من مال کلاسهای اولیه است ... بچه های اقتصاد باید همون هفته ی اول از دبیرستان پاشده اومده یاد بگیرند نمیشنوید تو جامعه اقتصاددانادون، متاسفانه- اولین مفهومش اینه تولید ملی فرمودند تولید ملی یعنی ایرانی اگه تو ژاپن هم نشسته باید کار کنه چون فرق است بین GMP  و GDP . پس اولین مفهومش اینه که تولید ملیه

سخن آقا تفسیر به رانت می شود!

حالا اگر آقا جای دیگه هم تولید داخلی فرموده باشند من می گم خب «الجمع مهما امکن اولی من الطرح»، آقا هر دو رو فرمودند هم GDP ، هم GMP . بی سوادی ها از جمله باعث میشه که یه عده رانت خور از فرمایشات آقا سوء استفاده کنند و شما هم قبول کنید من و شما. الان یه عده ای دندون تیز کردند که از فرمایش آقا - فرمودند تولید ملی-  خب، اولش گفتند تعریف این جوری میشه اولش گفتند تولید داخلی، بعد داخلی هم میشه خب می گند کالای ایرانی بخر آقا همچنین فرمایشی هم فرمودند دیگه، مفهومش این است که ما باید درهامون را ببندیم حمایت بکنیم تعرفه بالا بذاریم از کالاهای خودمون ... چین حمایت کنیم خب از این پیکانی که حالا اسمشا گذاشتند پژو ، از این حمایت کنیم دیگه،

بابا!حمایت از صنایع نوساز می کنند، 5 سال، 6سال، 7سال.

آقا حمایت کن دیگه نساجی مازندران رو ببین داره می میره! بریم به هر ضرب و زوریه پارچه چین را نذاریم بیاد داخل، پارچه ی ایرانی بخریم،

کو؟ نساجی مازندران که کارخرابه شده! خب چه جوری این رو بلند کنیم؟

پول بده! صندوق ذخیره ی ارزی! آقا خودشون فرمودند صندوق توسعه ملی! ارزها و  پول های نفت را باهاش نساجی راه بندازیم

خب این یعنی دقیقا اتلاف سرمایه ملی و این دقیقا یعنی خراب کردن کار ملی، خراب کردن کار و سرمایه ایرانی رو زمینی که از توش هیچ تخمی نخواهد رویید مزیت نداره، بهره وری نداره کارآفرینی نداره این اتلاف سرمایه و کار ایرانی نیست؟ با شعار آقا همچین اتلاف هایی خواهند کرد. می دونید چرا؟ به خاطر این که پشتش رانته! عزیز من! رانت! کاری نداره با شعارهای آقا، کاری نداره با نتایجی که آقا می خواد [به وسیله] این شعار برسه. اون دنبال اینه که میشه از این شعار در سال 91 یه چهارصد پانصد تومن حداقل گیر من بیاد بعضی از خود ما هم هر کسی در حد توانش دیگه خب سال تولید ملیه ها! اگه الان من یه دونه پوروپوزال بنویسم بعد بدم به فلان پژوهشکده به وزارت اقتصاد به اسم تولید ملی الان قبول می کنند چون خودمون هم می خواهیم این ور و اون ور گزارش بدیم ما کار کردیم من هم نمیام پوروپوزال بدم برای فلان موضوع اقتصاد میگم همین که آقا فرمودند هم ژست ولایت پذیری گرفتم آقا ما در مورد فرمایشات آقا کار می کنیم هم الآن پول اینجاهاست سال جهاد اقتصادی بررسی کردیم کتابهایی که در مورد جهاد اقتصادی چاپ شده که هیچ کدومش به درد لای جرز هم نمی خوره از لحاظ علمی، نزدیک هفت هشت ده تا کتاب اومده بود یکی از کتاب ها به چاپ بیست و دوم رسیده خب می دونید یعنی این چی؟! یعنی چند صد میلیون تومن سود. تازه عکس بزرگ آقا رو هم زده این ور و اون ورش. ببخشید! یعنی آقا فروشی می کنه صد میلیون جیب خودش را پر کنه عکس آقا رو میفروشه به ظاهر. آقا بالاخره این کتاب شد دیگه. خب فایده ای نداره دو تا از این کتابها که دست مردم بچرخه سال سوم که آقا شعار اعلام می کنه مردم می گند بابا ول کن...

اگه واقعا بضاعتش این قدره بره بپرسه بره سوال کنه بره مشاور اقتصادی بگیره یه کمی از همین صد میلیون هایی که گیرش اومده بابت این خرجه سال آینده به جای این که برا خودش یه برج بسازه و یه سفر اروپا بره بیاد بگه دو تا دانشجوی دکتری اقتصاد هم بهشون یه  ده میلیون می دم بیاد در مورد تولید ملی این دفعه اون به من بگه چی بنویسم نه در پایگاه های علمی کپی پیست کنم

ولی الان رصد کنید همون شرکت های انتشاراتی همون افراد این دفعه درباره تولید ملی دارند کتاب می نویسند چون پول توشه عزیز من! . حالا من بلدم  به عنوان یک انتشاراتی فکسنی صدمیلیون بخورم ، اون آقا نشسته توی فلان صنعت از این حرف آقا می خواد یک رانت چندمیلیاردی گیرش بیاد یک میلیارد دلار، از صندوق ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی گیرش بیاد یک درصدش هم برای خودش برداره برده. خطرناکه!.

واردات ممنوع! ؟

آقا فرمودند تولید ملی یعنی که ایرانی هرجا باشی الان یه عده از رانت خوارها دنبال این اند که از پیام آقا مبنی بر تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی برند سراغ رانت تبدیلش کنند به الگوهای مدل های رشد درون زا و بعد تبدیلش کنند به سیاست جایگزینی واردات که این ها همه مدل ها و سیاست های غلط غربیه، شکست خورده ی غربیه. امام فرمود: خودکفایی، ما کارشناسها تبدیلش کردیم به سیاست جایگزینی واردات و کشور را فلج کردیم. امام فرمود خودکفایی ولی امام نفرمود که درت را رو دنیا ببند امام نفرمود از ایران خودرو یه جوری حمایت کن.آقا فرمودند از صنعت حمایت شود ولی نفرمود که از صنعتی که این همه داره ...

سرباز جلوی فرمانده یا سرباز پشت فرمانده؟

اون طرف قضیه هم هست دوستان این رهبر بنده خدا این مظلوم که شده رهبر ما نیازمند کمکه یه جایی ممکنه بیاد یه سیاست اقتصادی بگه که از نظر ما ممکنه غلط باشه  ما باید به ایشون بگیم بگیم که غلطه این جمله ما این تفاسیر را هم برداشت می کنه و این را یه عده سوء استفاده می کنند و این را باید به ایشون منتقل کرد شما باید منتقل کنید با درس خوندن خوب با فهمیدن خوب، این نیست که ما فقط باید ولایت پذیر باشیم. ما ولایت پذیر هستیم بعدش هم هرچی هم باید بهش کمک برسانیم برسانیم کمک رسانی های یه عده ای پسینیه ایشون باید بگه  اونا بردارند عمل کنند کمک رسانی یه عده ای پیشینیه تو ممکنه آدمی باشی که تو جنگ وایستادی تا شهید همت می خواد... خب مشاوره فرماندهی بدی به شهید همت بگی این غلطه این راهکاری که تو میگی اشتباهه بریم شکست میخوریم بله بعد از این که گفتی و اونم گفت نه همینه تو ولایت پذیر باش ولی قبلش باید بگی اشتباست خود آقا بارها فرمودند به من بگید. آقا ... یه تنه خیلی وقتا حرفهای خوب و آنچنانی میزنه که کارشناسها و نخبه ها ... واقعیته آقا داره جلوتر از کارشناسان و نخبگان خودش راه میره ... ولی خب بالاخره تا کجا جلوتر میره ... از یه نگاه غیبی از یه برکتی استفاده کرده داره میره ولی وظیفه ی من چیه این وسط؟ من هم باید خودم را قاطی اون برکته بکنم یا نه.

هیچ کدوم از این دلالت ها ازحرف های آقا در نمیاد که حمایت از سرمایه ایرانی یعنی خراب کردن سرمایه خارجی، یعنی کنار زدنش، تولید ملی یعنی عدم صادرات و واردات از خارج. آقا! آقا خودشون فرمودند کالای خارجی مصرف نکنید یعنی از این جمله آقا منظورشون اینه که واردات مغفول و بی منطق ها!

یعنی اگه ما با الگویی برسیم که در اون واردات اقتصادی به کلی صفر بشه منویات آقا صد در صد محقق شد و میگیم حتی این برداشت ها و این تفهیم از حرف آقا غلطه. خیلی برداشت سطحیه غلطیه که من بگم آقا فرمودند همه کالای ایرانی مصرف کنند و هیچ جنس خارجی ای باید تو دست و بالمون دیده نشه این یکی هم اگه هست باید بریم نمونه ی جانشینی تولید بکنیم جنس ایرانی مصرف کنیم آقا همچین حرفی نزدند

حالا ممکنه تفسیر من غلط باشه این یه بحث دومه شما حرفای من را باید بشنوید تفسیر خودتون را برید پیدا بکنید

هر جایی که مزیت داره یعنی اگه ما تو تولید این می تونیم هفت سال، هشت سال، ولو به ده برابر قیمت جنس دربیاریم بعد بخشیش هم دولت بیاد هی رانت حقنه کنه و بخشیش هم مردم حمایت کنند میگیم این جنس الان داره بیرون درمیاد 100 تومن، ما بخواهیم تولید ملی بکنیم درمیاد 1000تومن به ده برابر قیمت تمام شده صرفه ی اقتصادی نداره که!  اما یه اما داره جایی که اگه من به عنوان صنعت نوزاد مورد حمایت قرارش بدم 6، 7 سال میتونم این را تولید کنم 90 تومن بعد هفت سال اونوقت من می تونم برم تو بازار جهانی بزنم دک و پوز همه را خراب کنم ... 7سال

بعد میگیم خب 7 سال چی؟

میگه صنعت نوزاده

نوزاد را باید چیکار کرد؟ حمایت

حمایت کی بکنه؟

یک . من دولت؛ رانت بده یارانه بده سال پنجمه صندوق ذخیره ارزی را خالی کن برای من. بکن. موافقم! حالا بعد دولت کی حمایت کنه؟ مردم. مردم بعد مدت ها جنس 100تومن که خارج کشور فراوونه، ایران بخرند 350 تومن. آره بخر! فرهنگ سازی هم می کنیم : مردم بخرید 350تومن بخر نق هم نزن! چرا ؟ داری حمایت می کنی از تولید ملی! 7 سال. نه مثل ایران خودرو 40 سال! بعد، بعد از 7سال نشد؟ ما اشتباه کرده بودیم این صنعت مزیت نداشته! پتانسیل برای این که تبدیل به مزیت نسبی بشه نداره برای کشور ما، بیش از این ادامه بدی، داری کار و سرمایه ایرانی را جایی مصرف می کنی که داره اسراف میشه. تو، کارتو و سرمایتو رفته به جایی که همون کار و همون سرمایه با یک سوم قیمت، داره درمیاره پس تو داری کار و سرمایتو اتلاف می کنی. باید رفت سراغ مزیت های نسبی؛

1.      کشف مزیت های نسبی: اول کشف، بعضی مزیت های نسبی در کشور ما وجود داره باید کشف بشه.

2.   خلق مزیت های نسبی: بعضی مزیت های نسبی هست که الان نداریم باید خلقش بکنیم ما در مورد نانو مزیت نسبی نداشتیم که، ولی الان نانو را به عنوان مزیت نسبی در خودمون خلق کرده ایم خیلی ها در ایران فکر می کنند مزیت نسبی فقط کشف کردنیه. برید ببنیم چیا داریم. اون قدر میشینیم میگیم که آقا! ما که اصلا تو حوزه صنعت مزیت نداریم که، ما فقط در حوزه نفت(سرمایه ی تولید، خام خوری!) و در حوزه کشاورزی مزیت داریم ... خب این میشه تک محصولی که غرب سالهاست سعی کرده در ایران اجرا کنه. نه، مزیت نسبی هم کشف کردنیه، اونایی که داریم مثلا ما حوزه معادن داریم، هم خلق کردنیه، الان این را اصلا نداریم حتی آرایش فنیش را، نه ...، ممکنه بلد نباشیم روشنش بکنیم ولی می تونیم 5، 6 ، 10 سال سرمایه گذاری بکنیم تو دانشگاه هامون تو مراکز پژوهشیمون، تو صنعتمون این را بکنیمش مزیت نسبی خودمون، این کار را باید بکنیم

قرار است بشویم چین دوم؟

مسیر چین را هم نباید ما بریم مسیر چین مسیر بدیه چین داره میره بشه غلام حلقه به گوشه دنیای سرمایه داری هیچ چاره ای نداشته برای جمعیت 1 میلیاردی خودش این کار را بکنه ما اصلا مسیر چین را نباید بریم ما نباید یه واگن بشیم در کنار واگن چین به لوکوموتیو اقتصاد سرمایه داری جهان ما باید بشیم یک لوکوموتیو دیگری رقیب لوکوموتیو سرمایه داری جهان.  اغلب ... سیاست های دولت های ما چه دولت فعلی، چه دولت قبلی، در بهترین حالتش، تبدیل کردن ایران به بازاریه در کنار بازار اقتصاد جهانی، آقا ماهم بتونیم مثل چین تولید بکنیم کالاهای ایرانی هم مثل چین همه بازارهای جهانی را بگیره که چی بشه؟ که چی بشه؟ تازه میشی مثل چین، تازه میشی کارخونه دنیا، تازه اروپاییه باید اونجا بشینه اون هایتک کار کنه تو اینجا براش کفش تولید می کنی تو اینجا براش پارچه تولید می کنی این نوکره نمی فهمی تو باید لایسنس تولید بکنی تو باید دانش فنی بفروشی این که آقا می گه من به علم و فناوری های سطح بالا کار دارم ها بیوتکنولوژی، هوافضا، تو باید لایسنس بفروشی تو نباید کفش تولید کنی برای آمریکایی، چینیه قبول کرده کفش آمریکاییه را اون تولید بکنه اون انتخاب اونه انتخاب تو که نباید چین باشه ما می توانیم باور کنید ما می توانیم منتها به شرط این که بفمیم کجاییم دنیا را بفهمیم و این با خوش خوشک به دست نمیاد شما باید در مورد اقتصاد جهانی مطلب بخونید در مورد تقسیمات بین الملل جهانی مطلب بخونید بفهمید چین کجاست من این حرفایی که درباره چین زدم از هیش کی نمیشنوم سه ساله دارم خودم میگم همه می خواند اولا چین را نذارند داخل ایران بیاد تا اونجایی که ممکنه دوم اگه بشه ما هم بشیم چین دوم برا دنیا. این اشتباه محضه! حمایت از سرمایه ایرانی به این فقط نیست

وقتی تفسیر به رایمان گل می کند

خلاصه وقتی تفسیر حرف امام را در خودکفایی اشتباه گرفتیم تبدیلش کردیم به مدل های رشد درون زا و سیاست های جایگزین واردات غربی. یعنی عینا تفسیر غربی کردم از فرمایش آقا و امام در مدلهای غربی، این نیست حرف آقا در هیچ مدل غربی نمی گنجه ببنید این یه چیزای عقلانی ای پشت سرش هست آقا کی گفته ما باید درهای کشور را رو خودمون ببندیم آخه آدم باید یه خورده عقل هم داشته باشه درسته آقا فرمود کالای خارجی مصرف نکن ولی کی گفت درها رو خودت ببند آیا ایشون نفرمودند که بریم در بازارهای جهانی ما فعالانه حضور داشته باشیم خب این حرفشون که نمیشه درها رو خودت ببند که ... تا از دنیا نخری دنیا از تو نمی خره چرا باید از تو بخره مگه این که خیلی مزیت داشته باشی این یک. دوم این که ما اگه بخواهیم با دنیا مبادلات نکنیم اون از ما نفت نمی تونه بخره چون نفت ما را باید بخره ببره  اونجا تبدیل به محصول بکنه محصول را به ما بفروشه حداقلش اینه دیگه خب اگه من محصول نخرم کارخونه ی اون تعطیل میشه کارخونه ی اون تعطیل شه مواد اولیه دیگه نیاز نداره مواد اولیه نیاز نداشته باشه نفت خریده نمیشه این هم دو دو تا چهارتاست خب پس یه حدی از دنیا گردشه ما نخریم اون هم نمی تونه از ما بخره یه حدی از دنیا بهره ی سیاسیه تلاقیه من از این نخرم اون هم میره از اون میخره یعنی جبران می کنند همدیگه را یه مبادلات سیاسی اقتصایه یه حدیش هم حالا تا یه حدی تولیدش بیشتر هر کی توبازار بهره وریش بالاتر، جنس را ارزون تر با کیفیت بهتر بتونه بده اون برنده است هزار و یک کار هم می کنند که کسی نتونه این کار را بکنه. آقا کی فرمودند ما باید درهای خودمون را روی خودمون ببندیم ولی شما الان گوش بدید. 99 درصد تفاسیری که از صحبت های آقا میشه یعنی این که ما باید درها رو روی خودمون ببندیم به این صراحت نمی گند ولی همون را می گند از جمله ی خوب آقا که ... در حوزه ی مزیت های نسبی معنی داره این حرف آقا نه جاهای دیگه...





 







پيوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 95173
  • تاريخ ايجاد وبلاگ :شنبه 27 اسفند 1390 
  • تعداد کل ديدگاه‌ها : 66
  • تعداد کل پست ها : 675
  • آخرين بروز رساني : دوشنبه 6 آبان 1392 
 
 
بالاي صفحه